جشن و شادی
عروسکای من سلاممممممممممم خوبید خوشگلای مامانییییییییییییی امیدوارم همیشه شادو خندون باشید چند روزیه که عسلای من زیاد حال ندارین آخه یه کوچولو سرما خوردین مامانی خیلی ناراحتههههههههههه
مخصوصا سارا نمیشه باهاش حرف زد مدام داری گریه میکنی دکتر بردم ولی تاثیر نداشته حالا فردا صبح با بابایی میخوایم ببریمتون دکتر خودتون امیدوارم هر چه زودتر خوب شین.
از دیروز براتون بگم عمهههههههههه مریم برا جشن دندونی پسمل گلش محمدرضا دعوتمون کرده بود وای که چقدر عالی بود دست عمه جون درد نکنه وای شما وروجکها اصلا بهم اجازه ندادید بفهمم چی به جیهههههههه از اول جشن تا آخرشو با مامان بزرگ توی اتاق موندیم چون تا یه غریبه میدیدید جیغ بنفش میکشیدید نمیدونم چرا از خونه میریم بیرون نا ارومی میکنید خدااااااااااا کنه زودتر این مسئله حل شه حالا به مصیبت تونستم چندتا عکس ازتون بگیرم تا براتون یادگاری بمونهههههههههههههه البته از صحنه های خندونتون.

![]()

![]()
اینجا دیگههههه عمه زهرا موفق شده ثنا رو بخندونه...فدای خندهات.

![]()

![]()
آره بابا همیشه بخندید ببینید چقدر ناز میشید...

![]()

![]()

![]()

![]()
عمه مریم سنگ تموم گذاشته بود برا تک تک مهمونای محمد رضا کلاه جشن هدیه داده بود منم موفق نشدم سر سارایی بزارم ولی در آخر ثنا رو گیرش انداختم.

اییییییییییی جونمممممممممممم عاشقتونمممممممممممممم نفساییییی من.



جشن و شادی
